میز گیرد و پرسش و پاسخ در شب یک سالگی سقوط دولت افغانستان. عکس: بکتاش روش
میز گیرد و پرسش و پاسخ در شب یک سالگی سقوط دولت افغانستان. عکس: بکتاش روش

این‌جا گروهی از هنرمندان، شاعران، نویسندگان و فعالین فرهنگی افغانستانی از شهرهای دور و نزدیک گرد هم آمده‌اند تا در سوگ و یادبود یک سالگی سقوط و فروپاشی افغانستان، شبی را با اجرای هنرهای اعتراضی، نمایش فیلم و شعرخوانی سحر کنند.

در حومۀ غربی ‌پاریس، در خیابانی باریک و کم‌رفت و آمد، زیر سایۀ درختان گوناگون و در کنار دانشگاه نانتغ به دنبال نشانیی می‌گردم که مهاجران اهل فکر و فرهنگ جمع‌اند. نقشۀ گوگل تا جایی همراهی‌ام می‌کند که در سمت راستم دیواری قدیمی و نسبتاً ویرانه‌یی قرار دارد و این دیوار با کفش‌های رنگارنگ و غیر قابل استفاده دیکور شده است. در ادامۀ این دیوار، دروازه‌یی قرار دارد که تصور نمی‌کنم این راه ورودی محل برگزاری برنامه باشد. دروازۀ چوبی بلند و فرسوده که احتمالاً یادگاری از صدۀ هفده باشد. هرچند پاریس شهری‌ست پر از ساختمان‌ها و در و پیکرهای قدیمی و پاریسی‌های اصیل به آن‌ها نگاه نستولوژیک و عاشقانه دارند. اما این یکی خیلی متفاوت و غیر قابل استفاده به نظر می‌رسد. وارد دروازه می‌شوم، صدای رباب فضا را پر کرده است. مزرعۀ کوچک و پر گل و گیاه که بعدتر دانستم، مالکان آن نامش را «مزرعۀ خوشبختی» گذاشته اند. در نخستین پلک به پل سرخ پرتاب می‌شوم. برنامه‌های فرهنگی در کافه‌های پل سرخ کابل که تا یک سال پیش اکثر این آشنایان همدیگر را آن‌جا می‌دیدند. حیاط کوچک مزرعۀ خوشبختی پر از زنان و مردانی است که در دسته‌ها کوچک‌تر دور هم گرد آمده و با آه و حسرت از گذشته، از کابل و از روزهای صحبت می‌کنند که هنوزکابل شهر عشق و امید بود و تاریکی و افراطیت بر آن حکم نمی‌راند.

این‌جا گروهی از هنرمندان، شاعران، نویسندگان و فعالین فرهنگی افغانستانی از شهرهای دور و نزدیک گرد هم آمده‌اند تا در سوگ و یادبود یک سالگی سقوط و فروپاشی افغانستان، شبی را با اجرای هنرهای اعتراضی، نمایش فیلم و شعرخوانی سحر کنند.


 15 اگست، تاریخی که حداقل برای سی ملیون نفوس یک کشور، دیگر تنها یک عدد و یک تاریخ نیست. 15 اگست اکنون برای انسان‌های سرزمینی به نام افغانستان، یادآور سقوط و فروپاشی است. یادآور سقوط تمام ارزش‌های مدرن،‌ انسانی و حقوق بشری. یادآور سقوط چند جوان از بال هواپیما. یادآور حذف زنان از تمامی اجتماع. یادآور فروپاشی اقتصادی و همه‌گیری فقر و گرسنگی.

شکیبا داوود، یکی از چهره‌های کلیدی است که برنامۀ «افغانستان خیالی» را برگزار کرده‌اند. او بیشتر از ده سال می‌شود که در فرانسه زندگی می‌کند و در حوزۀ‌های فرهنگی و هنری فعال است. شکیبا می‌گوید که او و همکارانش بیشتر از دو ماه با جان و هیجان تلاش کرده‌اند تا این برنامه را برگزار کنند.


باور شکیبا بر این است که اگر فرصت زیستن و آفرینش در خاک افغانستان از هنرمندان آن سرزمین گرفته شده است، امکان خلق «افغانستان خیالی» به همت هنرمندانی در تبعید باقی است. او می‌افزاید: «این شب‌نشینی، فرصتی است برای تآمل، گفت‌وگو و درک دو بارۀ فرصت‌ها و محدودیت‌های خلق افغانستان خیالی و همچان این شب‌بیداری فضایی برای تخیل مقاومت و تخیل مبارزه به وسیلۀ هنر، قلم، صدا، تصویر و بدن است». در عین حال شکیبا برگزاری این برنامه را به نحوی مبارزه و مقاومت در برابر عادی شدن خشونت و افراطیت و تاثیر آن بالای فرهنگ و هنر می‌داند.

این برنامه با راه‌اندازی میز گیردی در پیوند به شناسایی امکان‌های خلق افغانستان خیالی، رسالت هنرمندان متعهد در تبعید و پرسش و پاسخ‌های مهمان‌ها ادامه می‌یابد. در عین زمان، در گوشه‌های دیگر این مزرعه، موسیقی محلی، موسیقی اعتراضی و نمایش فیلم‌های از هنرمندانی در تبعید جریان دارد.


مرسل سیاس، گردانندۀ این میزگیرد، زنی جوان، نستوه، مبارز و امیدوار، یکی دیگر از برگزار کننده‌های این برنامه است که پس از سقوط دولت پیشین به دست گروه طالبان، به پاریس آمده است. مرسل از کنشگران فعال حوزۀ زنان است و سال‌های زیادی در کمسیون حقوق بشر افغانستان کار کرده است. مرسل می‌گوید که دقیقاً هم‌زمان با یک سالگی سقوط دولت در افغانستان و روی کار آمدن رژیم خشن و افراطی طالبان در آن کشور، امروز صدای زنان معترض در کابل با شکلیک گلوله خاموش شد. به گفتۀ او، در این یک سال دروازه‌های مکاتب بسته است. دگرباشان جنسی و جنسیتی در خفا به سر می‌برند. گروه‌های قومی مختلف مورد حمله، کشتار، کوچ اجباری، حذف و توهین قرار می‌گیرند. آزادی بیان وجود ندارد و آدم‌ها مجبور به اعتراف اجباری می‌شوند. او همچنان می‌افزاید: « ما این‌جا جمع شدیم تا به آنچه در افغانستان اتفاق می‌افتد، اعتراض کنیم، چون نخستین گام مبارزه، حرف زدن و سکوت نکردن است».


به گفتۀ خانم سیاس امروزه افغانستان غرق در سیاهی و تباهی است و طالبان قرار است فردا یک سالگی ورود شان به کابل و ویران کردن خواب‌ها، آروزها و فروریزاندن بنای دو دهه دموکراسی و حقوق بشر را جشن بگیرند. به باور سیاس، جامعۀ جهانی در این میان تا اکنون نقش تماشاچی را دارد و تمام خواست جهان از طالب به باز کردن مکابت دختران خلاصه شده است که آن هم از نظر سیاس، بسته ماندنش بهتر از باز شدن و آموزش افراطیت و خشونت طالبانی است.

شب‌زنده‌داری «افغانستان خیالی» همچنان ادامه می‌یابد و شب از نمیه گذشته است و از خیمۀ موسیقی، صدای دسته‌جمعی زنان و مردان بلند است: «کی غم ترا سروده، سرزمین من. کی به تو وفا نموده سرزمین من..» در عین حال شمار حاشیه‌‌نشین‌ها هم فزونی می‌یابد و دسته‌های کوچکی از اشتراک کننده‌ها در گوشه‌های حیاط از تجربۀ یک سال زندگی در فرانسه، فرصت‌ها و چالش‌های آن، سخن می‌گویند و برخی‌ها هم سرگرم یادآوری خاطرات ماه اگست سال گذشته هستند و از ترس‌ها و نگرانی‌ها و کابوس‌های شان سخن می‌زنند.

در ادامۀ این شب‌زنده‌داری، اشتراک کننده‌ها با فانوس‌ها، فاصلۀ ده دقیقه‌یی را قدم می‌زنند و به گوشۀ جدا افتاده و متروکی می‌روند تا شعر و موسیقی اعتراضی بشنوند.

شهیر داریوش، یکی از شاعران بنام نسل نو که در نقد و ستیز با افراطیت دینی در کارهایش معروف است، از مهمانان ویژۀ این برنامه در بخش شعر و ادبیات است که از شهر متس به پاریس آمده است. شهیر داریوش ادبیات فرانسوی خوانده و سال‌ها در افغانستان با نظامیان فرانسوی کار کرده است. او نزدیک به پنج سال است که با خانواده‌اش در شهر متس فرانسه به سر می‌برد.

شهیر نخستین شاعری است که در این گوشۀ مزرعه، در دامنه‌یی یک تبه با فانوسی نشسته است و برای اشتراک کننده‌ها شعر می‌خواند. او مثل همیشه شعری از جنس اعتراض و پایداری می‌خواند و با زبان سرشار از شعریت از مفاهیم دینی قدسیت‌زدایی می‌کند.


از شهیر داریوش در پیوند به این برنامه و یک سالگی سقوط کابل می‌پرسم و او می‌گوید: 15 اگست یک روز نیست. «واقعن جمع شدیم تا این روز شوم را دوباره به خاطر بیاوریم و یادی از سرزمین و رویاهای از دست‌رفتۀ مان داشته باشیم». به باور شهیر تنها پانزده اگست نیست که سرزمین و رویاهای او و هم‌نسلانش را گرفته باشد. بل شهیر می‌گوید: «ما از همان قدیم دچار سرزمینی بودیم که در آن وقعی به زمین و به رویاهای انسانی گذاشته نمی‌شد. در واقع هر روز ما پانزدهم اگست بود و است. ما دهه ها بود در سرزمینی زندگی می‌کردیم که در آن عواطف انسانی به جبر یا رضایت، زیر پای باورهای افراطی مذهبی شده بود». همچنان شهیر می‌گوید: تا زمانی که دین از حوزۀ عمومی به حوزۀ خصوصی شهروندان برگشتانده نشود و همچنان جدایی دین از سیاست عملاً اتفاق نیفتد، ما دچار همین دور باطل خواهیم بود.

شب با نمایش چند فیلم کوتاه از هنرمندانی در تبعید، به سپیده‌دم نزدیک شده و آسمان کم کمک دوباره روشن می‌شود. اشتراک کننده‌ها با تجدید پیمان برای مبارزه با تاریکی و سیاهی، خشم و خشونت، افراطیت دینی و نابرابری جنسیتی، این برنامه را پان می‌بخشند.

 

در همین زمینه