رکسانا ماراسینیانو، وزیر جدید ورزش در دولت فرانسه. عکس از خبرگزاری رویترز.
رکسانا ماراسینیانو، وزیر جدید ورزش در دولت فرانسه. عکس از خبرگزاری رویترز.

رکسانا ماراسینیانو، که در سال ١٩٨۴ به فرانسه آمد، یک پناهنده سیاسی بود که همراه با پدر‌ و مادرش از چنگ رژیم دیکتاتوری چایسسکو در رومانیا فرار کرده بودند. او هفته گذشته وزیر ورزش فرانسه تعیین شد. مهاجر نیوز داستان زندگی او را روایت می‌کند.

رکسانا شاید هیچ وقت فکر نکرده بود روزی به چنین موفقیت بزرگ حرفه‌ای دست خواهد یافت. او بعد از این‌که در سال ١٩٩٨ مدال طلای قهرمانی شنا را نصیب فرانسه کرد، امروز به وزارت ورزش فرانسه منصوب شده است. این شناگر سابق که بعد از پناهندگی سیاسی در فرانسه در دهه ٩٠ شهروندی این کشور را به دست آورد، می‌تواند به نمونه یا کم از کم امیدی برای هزاران مهاجر و پناهجویی بدل گردد که امروز در پیاده‌روهای پاریس یا کاله با دشواری‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند.

رکسانا ماراسینیانو در همین تازگی‌ها گفته بود: «برای من فرانسه کشور پذیرایی از دیگران است. این تصویری است که پدر و مادرم از فرانسه داشتند و برای همین به این‌جا آمدند و ناراضی هم نبودند.» او با اشاره به بحران کنونی مهاجرت در اروپا گفت:«بسیاری از کسانی که امروز به این‌جا می‌‌آیند ناامید می‌‌شوند.»


بعد از این‌که پدر و مادر رکسانا از رومانیا فرار کردند، در فرانسه تقاضای پناهندگی دادند. او زبان فرانسوی را در یک مرکز پناهجویان آموخت و بعد از این‌که شهروندی فرانسه را به دست آورد به مقام دوم قهرمانی اروپا دست یافت. او حالا وزیر ورزش است.


رکسانا در سال ١٩٧٥ در بخارست در رومانیا متولد شد و در سال ١٩٨۴، در ٩ سالگی با پدر ومادرش به فرانسه آمد؛ در حالی‌که حتی یک کلمه هم فرانسوی بلد نبود. خانواده رکسانا از چنگ رژیم دکتاتوری چایسسکو فرار کرده بود و واسیل، پدر رکسانا، در گفت‌وگو با روزنامه «لو پاریزین» توضیح داده است که  هنگام رفتن به یک ماموریت حرفه‌ای به الجزایر ــ از کشورهای شوروی سابق ــ همسر و پسرش را با خود برد اما مجبور شد رکسانای شش‌ساله را برای تضمین بازگشت خود به کشور نزد رژیم بگذارد.

رکسانا در غیاب خانواده، ماه‌ها با خاله‌هایش زندگی کرد تا این‌که پدرش موفق شد او را هم برای مرخصی نزد خانواده به الجزایر بخواهد. اندکی بعد، خانواده مارسینیانو موفق شد با یک کشتی تجارتی به نام «آزادی» به فرانسه بیاید.

خانواده چهار نفری رکسانا بعد از این‌که شهر مارسی را به قصد پاریس ترک کرد به زودی موفق شد پناهندگی سیاسی کسب کند، اما زندگی در آن روزها چندان هم آسان نبود: آن‌ها قبل از این‌که در یک مرکز پناهندگی در «فینیستر» در «بروتانی» جا‌به‌جا شوند مجبور بودند در یک موتر بخوابند.

در مرکز پناهجویان بود که رکسانا در میان سایر پناهجویان تامول یا کوزووار، به آموختن زبان فرانسوی آغاز کرد. او در ماه سپتامبر ٢٠١٣ در گفت‌و‌گو با روزنامه «وست فرانس» خاطرات خود را چنین بیان می‌کند: «من از هفت ماهی که در بروتانی گذراندیم خاطره بسیار خوبی دارم. خانه‌ای که ما درآن زندگی می‌کردیم بزرگترین خانه‌ای بود که ما هرگز در گذشته ندیده بودیم و من در جریان سوادآموزی در آن‌جا به آموزش زبان‌ها علاقمند شدم و امروز به پنج زبان حرف می‌زنم. در آن‌جا من به یک فرانسوی واقعی تبدیل شدم که به فکر برداشتن لهجه خارجی از زبانم بودم.» او با این حال به علت دوری از وطنش اندوهگین بود و در سال ٢٠١٧ درباره این دوره گفته بود: «هر شب در بستر خوابم گریه می‌کردم زیرا نمی دانستم چه اتفاقی افتاده است. خیلی آرزو داشتم به وطنم برگردم...»

 

با گذشت زمان، خانواده رکسانا نخست به شهر «بلوا» و سپس «مولهوز» در الزاس کوچید و در همان‌جا ماندگار شد؛ جایی‌که رکسانا، بعد از تلاش‌های اولیه‌اش در بخارست، بار دیگر به شنا روی آورد و به زودی به مدال‌های زیادی دست یافت.

در سال ١٩٩٣، رکسانا وارد تیم شنای فرانسه شد و در رشته شنای کرال پشت ٢٠٠ متر، مدال برنز مسابقات اروپا را به دست آورد. او بعدتر در همین رشته به مدال قهرمانی جهان در مسابقات پرت در استرالیا دست یافت، در سال ١٩٩٩ مدال قهرمانی اروپا را کسب کرد و سپس در مسابقات المپیک سیدنی در سال ٢٠٠٠ هم مدال نقره گرفت.

رکسانا به غیر از مدال‌های ورزشی‌اش، دیپلوم ماستری ترجمه و دیپلوم عالی تجارتی را نیز به دست آورده است. او بعد از این‌که در سال ٢٠٠۴ از ورزش کناره‌گیری کرد در تلویزیون و رادیو به عنوان مفسر ورزشی کار کرد و بارها هم، درخواست کرده بود برای فدراسیون شنای فرانسه کار کند، بی‌آن‌که موفق گردد. او در سال ٢٠١٠ پا به مبارزات سیاسی گذاشت و به عنوان عضو شورای منطقه‌ای ایل دو فرانس (به نمایندگی از حزب سوسیالیست) انتخاب شد. 


 

در همین زمینه