عکس از ایما وایلس: تظاهرات علیه سیاست دولت ایتالیا در مورد مهاجرت در کاتانیا در ۱۹ نومبر ۲۰۱۸ درست قبل از آن که فرمان سالوینی تبدیل به قانون شد.
عکس از ایما وایلس: تظاهرات علیه سیاست دولت ایتالیا در مورد مهاجرت در کاتانیا در ۱۹ نومبر ۲۰۱۸ درست قبل از آن که فرمان سالوینی تبدیل به قانون شد.

از زمانی که «حکم سالوینی» در ایتالیا اجرایی شد، آینده بسیاری از مهاجران و آوارگان در این کشور در حال تغییر است. آن هایی که در زمینه مهاجرت به کار مشغول هستند، چه پیشنهادهایی برای کمک به مهاجران دارند؟

مارکو روتونو در جزیره سیسلی برای کمیساریای عالی سازمان ملل کار می‌کند و مسئولیت بخش ارتباطات را برعهده دارد.

او از چندین سال بدین سو در این بخش کار می‌کند و بیشتر وقتش با مسافرت در مناطق مختلف و شنیدن قصه‌های مهاجران و آوارگان می‌گذرد.

کمیساریای عالی سازمان ملل با یک نهاد نظارتی به نام «Charter of Rome» همکاری می‌کند که در مورد چگونگی استفاده از زبان در پیوند با مهاجران و آوارگان تحقیق می‌کند.

از نظر کارمندان و محققانی که در این بخش مشغول به کار هستند، زبانی که در پیوند با مهاجرت استفاده می شود، باید تغییر کند. این روند پیش از این که حکومت کنونی بر سر قدرت بیاید، آغاز شده بود و برای مردم ایتالیا این تصور را ایجاد کرد که (به خاطر هجوم آوارگان) آخرالزمان نزدیک است.

نحوه استفاده از زبان در حال حاضر منجر به حملات خارجی ستیزانه ای می شود که به هرحال در حال افزایش است.

زبان می تواند باعث ایجاد تصورات اشتباه شود. مارکو روتونو که از ارقام سازمان ملل راجع به آوارگان نقل قول می کند، این حرف را تایید کرده و گفت: «در سال گذشته  دنیا با ۶۸ میلیون انسان و آواره بی جاشده داخلی روبرو بود. این یک بحران جهانی بود. از زمان جنگ جهانی دوم تا به حال این بالاترین رقم است. اما این بحران در کشورهای توسعه یافته جریان ندارد.»

برداشت ها را تغییر دهیم

روتونو درادامه گفت: «سال گذشته فقط ۱۰۰ هزار تن به ایتالیا رسیدند. (...)۸۵ درصد از این اشخاص در کشورهای در حال توسعه بی جا شده اند. نیجر یکی از پایین ترین نرخ های تولید ناخالص ملی را در جهان دارد و ۴۰۰ هزار تن از مردم این کشور آواره شده اند». راه حل روتونو برای مبارزه با برداشت های غلط در ایتالیا نشر قصه های واقعی مهاجران است.

دومینیکو ساپوپو وکیل مدافع است و به مهاجران به طور رایگان مشاوره حقوقی می دهد. او با مشتریان قدیمی اش به زبان ایتالیایی شوخی می کند و از جا می پرد تا مراجعه کنندگانی را که سرشان را از لای در داخل می کنند، در آغوش بگیرد.

او به سادگی می گوید: «من فکر می کنم که ما باید به یاد بیاوریم که این ها (مهاجران) انسان هستند». آن ها خطرات زیادی را به جان خریده اند تا خود را به این جا برسانند، پس باید برای بودنشان در این جا دلیل خوبی داشته باشند.

اجازه اقامت

او طرفدار دادن نوعی اجازه اقامت به نام «Welcome residence permits»  به پناهجویان است تا آن ها بتوانند زبان یاد بگیرند، با فرهنگ ایتالیا آشنا شوند، کار پیدا کنند و آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند خانه ای برای خود اجاره کنند.

این وکیل ایتالیایی مطمئن است که اگر به تازه رسیدگان فرصت داده شود، اکثر آن ها در جامعه ادغام می شوند و زندگی پرثمری خواهند داشت.

عبدالفتاح محمد از اریتریا خسته به نظر می آید. او در امور فرهنگی فعال است و راجع به سفرش به اروپا کتابی نوشته است.

محمد از نویسندگان اریتریایی نقل قول می‌کند و معلوم است که عمیقا راجع به این مسائل فکر کرده است. او می گوید: «من از صحبت راجع به سیاست خسته شده ام... من از خودم می پرسم که آیا جای درستی را برای زندگی برگزیده ام یا نه. من دارم راجع به این فکر می کنم که آیا پس از این همه سال باید این جا بمانم یا نه». محمد دوست دارد به اریتریا باز گردد، اما این کشور هنوز به اندازه کافی باثبات نیست. او می گوید، فهمیده که در ایتالیا برای همیشه یک خارجی باقی خواهد ماند.

"سیاستمداران باید دراین باره گفتگو کنند"

محمد خواهان این است که سیاستمداران اروپایی با مشکلات در کشورهای مبدا پناهجویان روبرو شوند: «سیاستمداران باید با این مشکلات روبرو شوند. نخست وزیر ایتالیا در اریتریا بود تا در مورد برخی مسائل به توافق برسند و کسی چه می داند که آن ها راجع به مسائلی به توافق رسیده اند. اما آن ها راجع به حقوق بشر در اریتریا صحبت نکردند، حتی راجع به مهاجرت هم صحبت نکردند... آن ها باید بر حکومت ها فشار بیاورند تا به حقوق بشر احترام بگذارند. به جای این که بر آن ها فشار بیاورند تا مهاجران را پس بگیرند. زیرا این اشخاص همیشه راهی برای فرار پیدا می کنند

به نظر می رسد که او مانند بسیاری دیگر که با مهاجران در سیسیلی کار می کنند، به این نتیجه رسیده است که راه حل هایی که از نظر او مطلوب است، هیچگاه تحقق نخواهند یافت. به این خاطر او به مردم مشاوره می دهد که راجع به بازگشت به خانه فکر کنند.

او خودش هم این کار را می کند و وقتی که به یاد این می افتد که از یک مملکت دیکتاتوری فرار کرده و گرفتار یک دیکتاتوری دیگر شده است، خنده تلخی می کند و می گوید: «من فکر می کنم که اوضاع در این جا عاقبت خوبی نخواهد داشت» و آهی می کشد. 

 

در همین زمینه