رزاق سلطانی، مهاجر افغان در کاله.  عکس از مهدی شبیل
رزاق سلطانی، مهاجر افغان در کاله. عکس از مهدی شبیل

رزاق سلطانی، یکی از هزاران مهاجری است که وطنش، افغانستان را ترک کرده و راه مهاجرت را در پیش گرفته است. او مانند هزاران مهاجر دیگر، کوره راه‌ها و جاده‌های هموار یا ناهموار مهاجرت را زیرپا گذاشته و از سردی باد و باران یا گرمی آفتاب سوزان نهراسیده، تا از جنگ در کشورش فرار کند و در فاصله های دور، در جایی دیگر، به آرامش زندگی بهتر دست یابد. شاید غافل از این که مهاجرت، دردها، رنج ها و دشواری‌های خود را دارد.

در کمپ وروتیر در کاله، هوا کاملا تاریک و سرد شده است که با رزاق و دوستش، یک مهاجر دیگر افغان روبرو می شویم. با این حال او برخلاف سایر مهاجران، لباس نسبتا معمولی پوشیده، گویی با سرما عادت کرده است: « من پانزده ماه می‌شود که به فرانسه آمده‌ام و شش ماه پیش به کاله رسیدم. پیشتر چند ماهی را در شهر گرونوبل، (در جنوب شرق فرانسه) زندگی کرده‌ام.»

 برعکس بیشتر مهاجرانی که مدت کمی را در  فرانسه گذرانده‌اند، او به خوبی فرانسوی حرف می زند: « من آموزش زبان فرانسوی را در گرونوبل شروع کرده بودم و اینجا هم ادامه می‌دهم.» روزانه یک تا دو ساعت، در یکی از صنف/ کلاس‌هایی که انجمن سکور کاتولیک ( Secours Catholiques) برای مهاجران باز کرده است.

وقتی از او می پرسم خیمه‌اش کجاست و شب‌ها کجا می‌خوابد، به آنسوی جنگلی که کمپ را احاطه کرده اشاره می کند و می‌گوید یک اتاق متروک را با دوستش پیدا کرده است تا از شر باران و سرما راحت باشند.

 «من نمی خواهم انگلستان بروم »

رزاق، ٢٦ ساله و از ولایت هرات افغانستان است. او می‌گوید در آنجا دهقانی و باغداری می‌کرده است. در آغاز مهاجرت از افغانستان، رزاق اول به ایران رفت و چهارسال در آنجا ماند. اما چون وضعیت مهاجران افغان در ایران خیلی بد بود، با گروهی از مهاجران تصمیم آمدن به اروپا را گرفت. در ماه اکتبر ٢٠١٥ به آلمان رسید و بعد از این که پناهندگی درخواست کرد، مدت ١٥ ماه را در این کشور گذراند : « در آلمان درخواستم را رد کردند و من هم تصمیم گرفتم بیایم فرانسه. در اینجا آثار انگشتم در آلمان را یافتند و حال من "دوبلینی" هستم.»

رزاق در میان مهاجرانی که در کاله و نواحی اطراف آن زندگی می‌کنند تنها مهاجری است که می‌گوید تصمیم ندارد به انگلستان برود : « من  می‌خواهم بار دیگر در فرانسه درخواست پناهندگی بدهم و کاری برای خود پیدا کنم.»

کمپ ویروتیر در شمال کاله. عکس از مهدی شبیل

بر اساس قانون جدید پناهندگی و مهاجرت در فرانسه، رزاق باید مدت ١٨ ماه انتظار بکشد تا بتواند برای بار دوم در فرانسه درخواست پناهندگی بدهد. در برخی موارد پولیس فرانسه، دوبلینی‌ها را قبل از پایان این دوره دوباره به کشور میزبان اولی در اروپا بر می‌گرداند. اما رزاق می‌گوید که بیمار است و تحت درمان قرار دارد: « من  بیماری دپریشن/ افسردگی دارم و دوا می‌خورم. شش ماه پیش که بستری شده بودم حالم به اندازه‌ای بد بود که دست و پایم را بسته بودند. »

رزاق به خوبی نمی‌داند چرا به افسردگی دچار شده، اما این را می‌داند که احتیاج دارد اوقات بیشتری را با دوستانش از افغانستان یا مهاجران ایرانی بگذراند. او توضیح می‌دهد که انجمن "سکور کاتولیک" در کاله او را به یک خانواده فرانسوی معرفی کرده است: « من فقط هر هفته یا پانزده روز، یک بار نزد این خانواده می‌روم و بعد از کمی صحبت و گفتگو بر می گردم به کمپ. در اوایل، یکی دو شب را در منزل این خانواده خوابیدم اما دلم تنگ می شد. آن‌ها به من یک اتاق خواب جداگانه داده‌اند و مرد خانواده همیشه می‌گوید بروم پیش آنها. اما اینجا در کمپ با دوستانم احساس راحتی می‌کنم.» حتی در هوای بارانی و سرما ؟ در یک اتاق متروک و سرد در یک گوشه دور افتاده ؟ « بلی. اینجا در بیرون با دوستانم راحت‌ترم.»

رزاق ماه یک بار با یک روانشناس ملاقات دارد

این موضوع که اکثر مهاجران با بیماری‌های جسمی و روانی روبرو هستند، در کشورهای میزبان بر کسی پوشیده نیست. در فرانسه در اکثر مراکز اقامت یا مراکز بررسی وضعیت پناهجویان، داکتران و روانشناسان، مهاجران را معاینه می‌کنند و در صورت لزوم تحت مداوا قرار می‌دهند.

بر بنیاد یک گزارش سازمان داکتران بدون مرز، بیشتر مهاجران از کشورهای جنگ‌زده می‌آیند و خشونت‌های شدیدی را در کشورهای شان تحمل کرده‌اند. گذشته از آن، مهاجران نه تنها در مسیر مهاجرت با شرایط ناگوار و تجربیات دشوار روبرو می‌شوند بلکه خلاف انتظار شان، در کشورهای میزبان نیز امنیت اقتصادی و اجتماعی لازم را ندارند.

گزارش داکتران بدون مرز می‌گوید که موانع فرهنگی و مشکلات زبانی، گفتگو با مهاجران را دشوار می‌کند و « ظرفیت بالای تحمل در آن‌ها، احتمال موجودیت یک ناراحتی پنهان و تشخیص آن را دشوار می‌سازد.»

رزاق می‌گوید که ماه یک بار با یک روانشناس ملاقات دارد. او معتقد است که وضعش روز به روز بهتر می‌شود، اگرچه در طول این بیماری، ده کیلو وزن باخته است.

او در پاسخ به پرسش دوباره ما که آیا نمی‌خواهد نزد خانواده فرانسوی زندگی کند با نیمه تبسمی، سرش را به عنوان پاسخ منفی تکان می‌دهد.  

 


 

در همین زمینه