پروانه و خانواده اش بیش از سه ماه در اردوگاه موریا زندگی می کردند. عکس: جودیت بوت
پروانه و خانواده اش بیش از سه ماه در اردوگاه موریا زندگی می کردند. عکس: جودیت بوت

پروانه امیری که ١٦ سال دارد، هم اکنون با خانواده اش در کمپ ریتسونا در شمال آتن زندگی می کنند. آنها در سال ٢٠١٩ به یونان رسیدند و برای چندین ماه در کمپ پر ازدحام موریا بسر می بردند. این دختر نوجوان افغان، نظر به شرایط زندگی که در کمپ موریا داشتند، یاداشت های روزانه اش را در مجموعه "نامه هایی به جهان" نوشته است که در انترنت نشر شده است.

زندگی در اردوگاه پر ازدحام مهاجران در موریا، در جزیره لسبوس یونان، از چشم دید یک دختر ١٦ساله چیست؟ پروانه امیری، دختر نوجوان افغان که سه ماه و نیم را در این اردوگاه با خانواده اش گذرانده است، در نامه هایی به جهان از وضعیت این اردوگاه می نویسد.

به محض ورود او در ١٩سپتامبر، دختر نوجوان افغان از شرایط زندگی مهاجران در کمپ موریا بسیار شوکه می شود. این مکان کوچک که برای ٣٠٠٠ تن در نظر گرفته شده بود، در آن زمان بیش از ١٠٠٠٠ مهاجر را در خود داده بود. در همه جا باید صف کشید: برای غذا، برای ملاقات پزشک  و برای اطلاعات دیگر...

در اردوگاه، پروانه با ژورنالیستان می بیند اما به نظر می رسد هیچ کس نمی‌تواند داستان زندگی روزمره ساکنان آنجا را بازگو کند. او از وضعیتی که هزاران مهاجر مجبور به زندگی می شوند ناراحت می شود. دو هفته پس از ورود به آنجا، قلم را به دست می گیرد و نخستین نامه خود را "نامه یی به جهان" می نویسد.

پروانه به مهاجرنیوز گفت: «اکثر افرادی که به اردوگاه موریا می‌آیند، می‌بینند که بسیاری از موارد اشتباه است، برخی از مشکلات اینجا پنهان باقی می ماند، مانند خشونت. من می خواستم در مورد مشکلات پنهان بنویسم. من به قدرت واژه ها اعتقاد دارم و می دانم که مقالات من صدای آوارگان را به گوش جهانیان می رساند.»

«ما زندگی خود را برای زنده ماندن به خطر می اندازیم»

پروانه ابتدا متن های خود را به زبان فارسی می نوشت اما به زودی متوجه می شود که متن های او به زبان انگلیسی خواننده بیشتر خواهد داشت.  پلاتفورم Infomobile که توسط سازمان غیردولتی Welcome to Europe اداره می شود، به پروانه پیشنهاد کمک می‌دهد تا متن هایش را ترجمه و نشر کند.

او در دومین نامه خود از دشواری خروج از کشورش هنگام تهدید اشاره کرده است. «هنگامی که ما مجبور به ترک  کشور خود و انتخاب این مسیر هستیم، زندگی خود را به خطر می اندازیم. حتی پس از در نظر گرفتن تمام خطرات و احتمال مرگ، برای ما این بهترین گزینه در میان گزینه های بدتر باقی مانده است.»

متن های پروانه بعضی اوقات متن های شخصی هستند، برخی دیگرآنها به عنوان چشمدید در رسانه ها به نشر می رسد. این دختر نوجوان از زندگی روزمره زنان کشورش در گوشه اجاق می نویسد، ، از آزار و اذیت می نویسد، از کودکانی که از تحصیل محروم هستند روایت می کند و از خستگی پیهم از اثبات این که افراد نیاز به حمایت انسانی و بشری دارند می نویسد، ازخشونت ...

پروانه در متن شماره ١٠ در "نامه هایی به جهان" می نویسد: «من در برابر این خشونت احساس درماندگی می کنم. تصور می کنم که از رگ های ما عبور می کند. من نمی‌خواهم بخشی از آن باشم. وقتی احساس می کنم که خشونت بین دو فرد افزایش می یابد، نسبت به آن شرمنده هستم. خشونت میان دو شخصی که از درد مشترک رنج می برند. و وقتی احساس می کنم اثر این خشونت ها در من زیاد می شود، شرمنده هستم.»

کتابی از او در ٢٠٢٠ نشر خواهد شد

پروانه، که اصالتاً اهل هرات در غرب افغانستان است، می‌گوید که از ١٣ سالگی بدینسو می نویسد. وقتی او هنوز در افغانستان بود، به عنوان یک نویسنده نوجوان داستان های کودکان و اشعار کوچک می نوشت. اما در آنجا هیچ یک از متن های وی منتشر نشده است. پروانه به مهاجرنیوز گفت: «اکثرا در افغانستان ممنوع است كه زنان درباره آنچه که از آن هراس دارند و یا آنچه که می‌خواهند، بنویسند.»

هم اکنون پروانه و خانواده اش در اردوگاه ریتسونا در شمال آتن زندگی می‌کنند. این دختر نوجوان افغان دوست دارد در این اردوگاه جدید، درباره زندگی روزمره خود بنویسد. او همچنان می خواهد که از سایر مهاجران نیز برای نوشتن داستان های خود الهام گیرد.

پس از انتشار نامه های پروانه در اینترنت، کتابی از مجموع نامه های او برای نشر در سال ٢٠٢٠ در نظر گرفته شده است. برای پروانه، این کتاب وسیله ای خواهد بود برای نشان دادن اینکه «نه كوه ها و نه مرزها دلیلی برای تسلیم شدن ندارند.»

ترجمه: ح/انوری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

در همین زمینه