رشید مهاجر افغان می‌گوید در کمپ جدید لیسبوس حدود سه صد خانواده با نزدیکان خود که کرونا دارند یکجا زندگی می‌کنند. عکس DR
رشید مهاجر افغان می‌گوید در کمپ جدید لیسبوس حدود سه صد خانواده با نزدیکان خود که کرونا دارند یکجا زندگی می‌کنند. عکس DR

رشید*، مهاجر افغان و خانواده‌اش از جمله هزاران مهاجری هستند که بعد از آتش سوزی ویرانگر کمپ موریا در شب ۸ سپتمبر ۲۰۲۰، در جزیره لیسبوس آواره شدند. آنها حدود یک هفته را در امتداد جاده میتیلین در کنار هزاران مهاجر دیگر روی زمین خالی گذراندند تا اینکه پولیس یونان هفته گذشته آنان را به کمپ جدید و موقتی مهاجران در نزدیکی کاراتپه انتقال داد. مهاجر نیوز چشمدید این مهاجر افغان را از داخل کمپ جدید بازگو می‌کند.

«من رشید نام دارم، ۲۶ ساله و از ولایت کابل هستم. روز پنجشنبه گذشته نزدیک‌ چاشت بود که پولیس آمد و به همه مهاجران گفت که باید به کمپ جدید برویم. من، همسرم و پسر یک ساله‌ام که همراه با مهاجران دیگر در نزدیکی مغازه لیدل در کنار جاده میتیلین زندگی می‌کردیم، نمی‌خواستیم به کمپ جدید بیائیم اما پولیس در برابر مهاجران از گاز اشک آور کار میگرفت. ما هم که طفل خورد داریم ترسیدیم و مجبور شدیم قبول کنیم.

وقتی به کمپ جدید رسیدیم از همه ما آزمایش ویروس کرونا گرفتند. آزمایش خانمم مثبت بود و به او گفتند که در بخش جداگانه مربوط به مریضان کرونا برود. آمی‌خواستند من و پسرم را به بخش عمومی بفرستند اما من نپذیرفتم زیرا نمی‌خواستم خانمم را تنها بگذارم. بعد از اصرار زیاد ما را با یک خانواده چهار نفری دیگر به یک خیمه فرستادند. ما خیمه را با یک چادر به دو قسمت تقسیم کرده‌ایم و در کنار هم زندگی می‌کنیم. به ما گفتند که در خانواده همسایه ما هم یک نفر کرونا دارد.

نمایی از داخل یک خیمه بزرگ سازمان ملل در کمپ جدید 
 لیسبوس. در داخل این خیمه، مهاجران خیمه‌های جداگانه برپا  کرده‌اند. عکس DR
نمایی از داخل یک خیمه بزرگ سازمان ملل در کمپ جدید
لیسبوس. در داخل این خیمه، مهاجران خیمه‌های جداگانه برپا کرده‌اند. عکس DR

بعد از آمدن ما تعداد زیادی از مهاجران دیگر هم به کمپ آمدند و حال شاید حدود هفت هشت هزار نفر در اینجا باشند. بخش مهاجران کرونایی را با سیم خاردار از دیگران جدا کرده‌اند و ما حدود سه صد خانواده در این جا زندگی می‌کنیم. ما برای ۱۴ روز در قرنطین هستین و حق نداریم از این جا بیرون برویم.

در کمپ جدید لیسبوس، بخش مربوط به مهاجرانی که کرونا دارند با سیم خاردار از بخش عمومی کمپ جدید جدا ساخته شده است. عکس DR
در کمپ جدید لیسبوس، بخش مربوط به مهاجرانی که کرونا دارند با سیم خاردار از بخش عمومی کمپ جدید جدا ساخته شده است. عکس DR

ظهرها هر روز فقط یک بار به هر نفر یک بسته غذا و دو بوتل آب می‌دهند که آن را چاشت، شب و صبح بخوریم. این غذا کافی نیست.

تنها چانس ما این بود که در بخش کرونایی ها، برای همه کیسه خواب و پتو دادند تا روی زمین نخوابیم. در بخش عادی، بیشتر مهاجران روی زمین و بدون کیسه خواب می‌خوابند. یک چانس دیگر هم این که در بخش کرونایی‌ها در صف غذا زود نوبت می‌رسد چون بیشتر از سه صدد خانواده نیستیم اما در بخش عمومی باید پشت سر هزاران مهاجر ساعت‌ها منتظر بمانی تا نوبتت برسد. 

رشید مهاجر افغان می‌گوید در کمپ جدید لیسبوس این بسته غذایی برای سه وقت غذا به هر مهاجر داده می‌شود. عکس DR
رشید مهاجر افغان می‌گوید در کمپ جدید لیسبوس این بسته غذایی برای سه وقت غذا به هر مهاجر داده می‌شود. عکس DR

به ما می‌گویند شما کرونا دارید اما اینجا آب و دوش برای شستن خود نداریم. اینجا پیش خیمه چادر می‌زنیم و با بوتل آب خود را می‌شوئیم. نه صابون داریم، نه شامپو و نه جان پاک. تشناب‌ها همه کثیف هستند. ما برای پسرم که یک ساله‌ است پمپر نداریم. چند بار به مسئولان گفتیم اما تا هنوز چیزی به ما نداده‌اند.

رشید مهاجر افغان:« کمپ جدید دوش ندارد و تشناب‌ها هم کثیف هستند. ما صابون و شامپو هم نداریم.» عکس DR
رشید مهاجر افغان:« کمپ جدید دوش ندارد و تشناب‌ها هم کثیف هستند. ما صابون و شامپو هم نداریم.» عکس DR

من حدود پنج سال است که از افغانستان مهاجر شده‌ام و حدود یک سال را با خانواده‌ام در کمپ موریا گذراندیم. این کمپ مثل زندان بود و ما که برگه سرخ داریم حق نداشتیم جای دیگری برویم. حالا این‌ها می‌خواهند بار دیگر ما را در اینجا زندانی کننند در حالی که در این کمپ هیچ چیزی وجود ندارد.

من نمیدانم حکومت یونان چه برنامه‌ای برای مهاجران دارد. هفته پیش به ما می‌گفتند که در کمپ جدید دوباره دوسیه‌های ما را بررسی می‌کنند اما حالا به ما کاغذ‌هایی را داده‌اند که می‌گوید در بدل پول داوطلبانه به کشور خود برگردیم. من این قدر پول خرچ کردم که زن و بچه‌ام را از جنگ و انفجار نجات بدهم، این ها نمیدانند که در افغانستان روزانه چند نفر کشته می‌شوند؟ من یک سال پیش وقتی با خانواده‌ام از ترکیه با کشتی به یونان می‌آمدم پسرم یک ماهه بود. ‌ما خطر غرق شدن را قبول کردیم تا بالاخره روزی در اروپا یک زندگی آرام داشته باشیم و پسرم بدون ترس از جنگ مکتب برود و درس بخواند. حال این‌ها می‌خواهند ما یا به افغانستان برگردیم یا مثل حیوان در این وضعیت زندگی کنیم؟»

*نام مستعار

 

در همین زمینه