الیانوس اردوگاه پناهجویان درآتن. عکس: مهاجرنیوز
الیانوس اردوگاه پناهجویان درآتن. عکس: مهاجرنیوز

تعداد زیادی از مهاجران افغان که از سوی دولت یونان به عنوان پناهنده قبول شده اند در خیابان زندگی می کنند. به گفته برخی از مهاجران آنها با وجود اینکه به عنوان پناهنده پذیرفته شده اند اما کارت شناسایی و یا اقامت ندارند. مهاجرنیوز با یکی از خانم های افغان که از یک ماه به اینسو با خانواده اش در پارک ویکتوریا درآتن زندگی می کند مصاحبه ای را انجام داده است.

مهاجرنیوز: نام شما چیست، چند ساله هستید، در کجا و در چه شرایطی زندگی می کنید؟

من آفاق احمدی هستم و ۳۴ سال دارم. از ولایت بغلان هستم. از یکماه به اینسو با همسر و چهار کودکم در پارک استوریا زندگی می کنیم. از جزیره لیسبوس، از اردوگاه موریا به اینجا آمدیم. ما سه روز پیش از آتش سوزی اردوگاه موریا به آتن رسیدیم. اینجا در خیابان هستیم و جایی برای زیستن نداریم. شرایط اینجا برای همه مهاجران به ویژه برای کسانی که خانوده دارند و با کودکان هستند خیلی دشوار است. در پارک استوریا پلیس اجازه نمی‌دهد خیمه بزنیم، ما ناچار هستیم تا موقع که پلیس هست از پارک بیرون شویم و به خیابان برویم، هنگامی که پلیس رفت بر‌می‌گردیم به پارک. هوا سرد است و کودکانم مریض هستند. شوهرم نیز مریض است و تنها منم که بار خانواده‌ام را به دوش می‌کشم. با آنکه کوشش می کنم یک زن قوی و یک مادر قوی باشم اما بعضی وقت‌ها آنقدر احساس ضعیف بودن می‌کنم که دیگر از زندگی خسته می شوم. کودکانم به من می‌گویند: مادر چه وقت از اینجا می رویم؟ چه وقت به ما خانه می دهند؟ اما من پاسخی برای آن‌ها ندارم و به دلخوشی آن‌ها می‌گویم که جان مادر خانه خواهند داد، باید صبر کینم. وضعیت امنیتی در اینجا خوب نیست. گاه گاهی در پارک خشونت می‌شود. کودکانم می ترسند و مشکل روانی دارند. ندا دخترهفت ساله‌ام نارامی روانی دارد و گاه گاهی چیغ می‌زند و می‌گوید مادر می ترسم. آن‌ها جز آغوش مادر دیگر سرپناهی ندارند. خیلی درد آور است مهاجرت در بی سرنوشتی.

وضعیت بهداشت در اینجا افتضاح است. اینجا دوش نداریم و تشناب نیست. در نزدیک پارک استوریا یک هوتل است. قبلاً مسئولان آن به مهاجران دو وعده غذا می‌دادند و بعدش به یک وعده غذا رسید. اما اکنون دیگر غذا را هم قطع کرده‌اند زیرا می‌گویند پلیس ممنوع کرده است. تنها خدمتی که این هوتل به مهاجران انجام می دهد در اختیار گذاشتن تشناب های آن است. اما این هوتل فقط از ساعت ده صبح تا ده شام اجازه ورودی به تشناب های آن را می دهد. من بوتل آب می‌خرم و دست و روی کودکانم را با آن می شویم. پتو ها و لباس‌های ما پر از گرد و غبار است و جایی نیست که آن‌ها را بشویم. امکان دوش فقط یکبار در هفته در یک محله خیلی دور مهیاست. برای گرفتن دوش به نوبت می ایستیم و ساعت ها طول می کشد. اینکه کافی نیست، کودکانم در روز نیاز به شستشو دارند اما چاره چیست؟ همینطور می گذرانیم.

مهاجرنیوز: آیا مقامات یونان به شما کارت شناسایی داده اند؟ آیا به عنوان پناهنده پذیرفته شده اید؟

آفاق: ما قبولی یونان را داریم. در روی برگه ای که به ما داده‌ اند مهر آبی زده اند. وقتی به دفتر پلیس آتن رفتیم و پیشنهاد آی دی کارت کردیم، به ما گفتند به سفارت افغانستان بروید، ما گفتیم ما با سفارت افغانستان دیگر کاری نداریم، ما پناهنده هستیم و دولت یونان مسئولیت دادن آی دی کارت را به ما دارد. بار بار مراجعه کردیم می‌گویند منتظر باشید. قبلاً به ما ۵۰ یورو فی نفردر ماه می‌دادند اما از روزی که به ما برگه قبولی را داده‌اند پول را نیز قطع کرده اند. وضعیت بد است. هیچ‌کس به ما توجه نمی کند. پول نداریم. غذا نمی دهند. جا نمی دهند. کودکانم را در مکتب نمی گیرند. می‌گویند آدرس ندارید، کرونا است و صد ها دلیل دیگر. بچه‌ها روان شان خراب شده، می‌گویند مادرجان کار ها درست شده است؟ به آن‌ها دروغ می‌گویم که بلی کارهایمان درست می شود.

مهاجرنیوز: قبلا چه کار می‌کردید؟ از چه وقت به اینسو مهاجر شدید و سفر مهاجرت را چگونه سپری نمودید؟

من در افغانستان ترینر بودم. تا سال سوم دانشگاه در رشته حقوق درس خواندم و در مؤسسات مختلفی کار کردم. اما به دلیل خطری که به آن مواجه بودیم قصد دیارغربت کردیم. شوهرم از ناحیه سر صدمه دیده و زیر شکنجه طالبان لت و کوب شده است. یک سوی بدنش و سرش کم تحرک هستند. باد که می‌شود به او خوش نمی‌خورد و اعصابش خراب می شود. می دانم که مریض است و درکش می کنم. نیاز به داکتر و درمان دارد. اما اینجا برای ما نه داکتر است و نه درمان. فقط یگان بار داکتر در پارک سر می‌زند و به دواخانه معرفی می‌کند و دوای پرستامول و یا مواد شوینده برای کسانی که زخم سیاه دارند می دهد.

در سال ۲۰۱۷ از افغانستان بر آمدیم. یک و نیم سال را در ایران گذشتاندیم، شش ماه در ترکیه بودیم و یک سال را در اردوگاه لیسبوس گذشتاندیم. راه پر خطر و دشواری را طی کردیم و از طریق قاچاق به یونان رسیدیم.

مهاجرنیوز: چه برنامه‌ای دارید و پیام شما برای مقامات مسئول چیست؟

آفاق: می‌خواهم که کار هایمان هرچه زودتر رو براه شود. مصروف کارهای اداری برای آی دی کارت و یک سرپناه و یا حد اقل اینکه جایی و هتلی به ما بدهند هستم. از مقامات می‌خواهم که مسئولیت خود را در قبال مهاجران به ویژه کودکان و خانواده‌ها ادا کنند. هرچه زود تر ما را از این بی سرنوشتی و سرگردانی خلاص کنند. آرزو دارم که در یکی از کشور های دیگر مانند فرانسه یا آلمان برویم. من ماستری ام را ادامه دهم و همسرم کاری یابد. کودکانم درس بخوانند، در آرامش زندگی کنند و به آروز هایشان برسند. در اخیر یک نکته را خاطر نشان می کنم اینکه مهاجران هم انسان‌اند و حق زندگی در آرامش و امکانات ابتدایی را دارند. کودکان ما حق درس خواندن دارند هرچند برگه و یا مسکنی نداشته باشند. از مقامات می‌خواهم تا از مسئولیت انسانی خود در قبال مهاجران دریغ نکنند.

.

 

در همین زمینه