کمتر از هشت درصد نمایندگان پارلمان آلمان (بندستاگ) مهاجرتبار هستند
کمتر از هشت درصد نمایندگان پارلمان آلمان (بندستاگ) مهاجرتبار هستند

از هر چهارتن در آلمان یکی مهاجرتبار است. اما فقط کمتر از هشت درصد نمایندگان در پارلمان آلمان فدرال (بوندستاگ) پیشینه مهاجرت دارند. به نظر میسون ملحم، پارلمان اینگونه از واقعیت به دور می ماند.

وقتی که مایکل بلومن تال، مدیر موسس موزیم یهودیان در برلین در سال ۲۰۱۴ از کارش کناره گیری کرد، از او پرسیدند: «What is your Heimat»؟ (وطن شما کجا است؟) بلومن تال در پاسخ به این سوال بدون درنگ پاسخ داد: «وطن من ایالات متحده امریکا است.» باید یادآورشد که بلومن تال در سال ۱۹۲۵ در شهر اورانینبورگ به دنیا آمد که در نزدیکی برلین، پایتخت آلمان است. او در آن جا بزرگ شد و در سال ۱۹۳۹ مجبور شد آن جا را به عنوان یک یهودی به همراه والدینش ترک کند. بلومن تال دوره جنگ را به همراه خانواده اش در شانگهای به سر برد. ده ها سال است که این اقتصاددان و تاجر موفق در پرینستون ایالات متحده امریکا به سر می برد.

این پاسخ غیرمنتظره نبود. به هر حال او در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر در ایالات متحده امریکا، وزیر مالیه بود. ۳۰ سال قبل از آن بلومن تال به عنوان یک مهاجر ۲۱ ساله و بدون ملیت با ۲۰۰ دالر در جیب و تحصیلات نه چندان زیاد برای نخستین بار در سنفرانسیسکو به خاک ایالات متحده امریکا وارد شد.

بلومن تال در آن زمان در ادامه سخنانش گفت، برلین به نیویارک شباهت دارد. منظور او این بود که هر دو شهر چند فرهنگی است. گفته ای که کاملا دقیق است.  

یک مهاجر به عنوان وزیر؟

اما وضعیت سیاسی در آلمان چگونه است؟ آیا صحنه سیاسی نیز به همان اندازه رنگارنگ و چند فرهنگی است که سرک های برلین؟ و آیا یک مهاجر در اینجا می تواند مانند ایالات متحده امریکا به منصب وزارت برسد؟

اصولا بله، اما این واقعه فقط یک بار رخ داده است. و در آن زمان (که کمتر از ده سال از آن می گذرد) در آلمان واقعا بحثی در این باره به راه افتاد که آیا ظاهر «آسیایی» فیلیپ روسلر، وزیر اقتصاد و معاون صدراعظم آلمان، اصولا با منصب او سازگار است.

روسلر که در سن ۹ ماهگی از ویتنام به آلمان آمد، یک زوج آلمانی به فرزندی گرفتند و او در محیطی کاملا آلمانی بزرگ شده است!

چرا باید اصلا ظاهر و خاستگاه یک سیاستمدار بر روند شغلی او تاثیرگذار باشد؟  

کارزار انتخاباتی با ظاهری کاملا سفید

روز یکشنبه (۲۶ سپتمبر ۲۰۲۱) یک پارلمان (بوندستاگ) جدید انتخاب می شود. دموکراسی در آلمان از ۷۲ سال پیش به این طرف باثبات است، دلیل خوبی برای تجلیل از آن.

مایسون مئلم، سردبیر در دویچه وله
مایسون مئلم، سردبیر در دویچه وله

اما این سوال پیش می آید: آیا پارلمان آلمان فدرال در آینده هم می تواند ماموریتی را که براساس قانون اساسی دارد، انجام دهد؟ آیا نمایندگان واقعا «نماینده تمام ملت هستند»؟

با همه پرسی های کنونی که به خاطر انتخابات انجام می شوند، تقریبا همه احزاب در بوندستاگ یا پارلمان آلمان می توانند امیدوار باشند: این سطح محبوبیت که حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی) به آن دست یافته، در طول سال های گذشته بی سابقه بوده است. حزب سبز برای تقریبا هر حکومتی که در آلمان به سر کار بیاید، یک شریک ائتلافی است که نمی شود نادیده اش گرفت.

محبوبیت حزب دموکرات آزاد آلمان (اف دی پی) نیز افزایش یافته است و طی چند روز گذشته بر طرفداران اتحادیه حزب دموکرات مسیحی آلمان (سی دی یو) و سوسیال مسیحی بایرن (سی اس یو) نیز افزوده شده است.

در آستانه برگزاری انتخابات نوعی شور و هیجان تقریبا همه جا دیده می شود، به استثنای اشخاصی که پس زمینه مهاجرت دارند. زیرا حضور آن ها در جامعه در بوندستاگ جدید آلمان نیز بازتاب بسیار ضعیفی خواهد داشت. 

در پارلمان کنونی فقط ۵۸ تن از ۷۰۹ نماینده یا به عبارت دیگر ۸ درصد از آن ها پیشینه مهاجرت دارند.

به هرکدام از سرک های آلمان که برویم، حتی در شهر چند فرهنگی برلین، بر روی پلاکارت ها یا پستر های انتخاباتی اثری از مهاجران یا اشخاص مهاجرتبار نیست و به نظر نمی آید که تعداد آن ها در پارلمان بعدی آلمان به صورت قابل توجهی افزایش یابد.

مهاجران فقط تماشاگر نیستند

تاریخ مهاجرت در جمهوری آلمان فدرال چند سال پس از تاسیس آن آغاز شد. پس از این که در سال ۱۹۵۵ نخستین «قرارداد کارگران مهمان» به امضا رسید، به گفته مکس فریش، نویسنده سویسی سالانه انسان ها به این جا می آمدند، نه فقط نیروهای کاری. 

کرامبا دیابی (سمت چپ) از سنگال است، پدر یاسمین فهیمی (وسطی) ایرانی بود، هر دو از اعضای حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی)هستند
کرامبا دیابی (سمت چپ) از سنگال است، پدر یاسمین فهیمی (وسطی) ایرانی بود، هر دو از اعضای حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی)هستند

افزون برآن از سال های ۱۹۵۰ تا به حال حدود شش میلیون تن در آلمان درخواست پناهندگی داده اند و بسیاری از آن ها این جا ماندگار شدند. همانگونه که ایالات متحده امریکا به وطن جدید مایکل بلومن تال تبدیل شد.

آن ها نیز بخشی از ملتی هستند که نمایندگی شان را قانون اساسی به بوندستاگ سپرده است. چرا آن ها باید در کشور خودشان فقط تماشاگر وقایع سیاسی باشند؟

این سوالی است که باید به آن پاسخ داد و در میان فرزندان اشخاص مهاجر و مهاجرتبار مدت ها است که شمار افراد باصلاحیت برای ورود به صحنه سیاست افزایش یافته است.

به هرحال در کشوری که از هر چهار تن یکی در آن جا پیشینه مهاجرت دارد، وقتی که کمتر از هشت درصد نمایندگان پارلمان مهاجرتبار هستند، وضعیت در پارلمان از واقعیت بسیار فاصله دارد.

وقتی که حالا به تاریخ ۲۶ سپتمبر یک بوندستاگ یا پارلمان جدید انتخاب شود، این مساله باید در دستور جلسه قرار گیرد. زیرا ما نمی خواهیم گفته های رئیس جمهور فدرال آلمان را در روز جمعه هفته گذشته فراموش کنیم: «ما کشوری هستیم با پیشینه مهاجرت»!

 

در همین زمینه