آرشیف: زنان بیجاشده با چادری در پارک شهرنو کابل. عکس: رویترز
آرشیف: زنان بیجاشده با چادری در پارک شهرنو کابل. عکس: رویترز

در این اواخر طالبان دستور حجاب اجباری با برقع و چادری را بر زنان در افغانستان صادر کردند. برخی از فعالان آنرا افزایش فشار ها و سلب آزادی های زنان می دانند. مهاجرنیوز در مورد مصاحبه ای را با سامعه نظری پژوهشگر و مسئول یک خانه امن برای زنان در افغانستان، شکیبا داوود فعال مدنی در پاریس، شکیبا هاشمی رئیس سازمان افغانستان آزاد و شکریه حیدر رئیس سازمان نگار انجام داده است.

مهاجرنیوز: نظر تان در مورد حکم اخیر طالبان در مورد حجاب اجباری با برقع برای زنان چیست؟

*سامعه نظری: به نظر من، کلمه اجبار نشان دهنده محدودیت آزادی افراد است. وقتی ما می گوییم انسان آزاد آفریده شده پس با وضع حجاب اجباری من می توانم به صراحت بگوییم که طالبان خواهان سلب آزادی زنان هستند. هنگامی که از وضع چنین قاعده ای آگاه شدم، تعجب کردم به اینکه آنها با کدام منطق یا کدام بینش در این عصر و زمان می خواهند رفتاری را به اجبار، به بیش از نیمی از افراد یک جامعه تحمیل کنند.

شکیبا داوود: دستور طالبان مبنی بر استفاده اجباری زنان از برقع در افغانستان کاملا یک دستور ضد بشری و ضد انسانی است. این دستور به نوعی یک جنایت در حق زنان افغانستان به شمار می رود. من فکر می کنم که این دستور مانع سلب آزادی که ابتدایی ترین حقوق یک انسان است، می شود.

شکیبا هاشمی: برای من مسئله چادری یا برقع وحشتناک تر از این نیست که طالبان گفتند زنان نباید از خانه برآیند زیرا نیاز ندارند. این یعنی چه؟ زنان بیوه که همسر ندارند و مردی هم ندارند که مصارف خانواده شان را بپردازند، پس آنها چه کار کنند؟ آیا در خانه منتظر تلف شدن کودکان شان باشند تا از گرسنگی بمیرند؟ همتاهای خارجی در واقع فریب خوردند اینکه با طالبان مذاکره نمودند. حالا ببینید که از پانزدهم اگست چه حال و روزی را بر سر مردم آورده اند. ما منتظر همین مسئله بودیم که اینها چهره اصلی خود را دوباره به همتایان خارجی نشان بدهند. کشورهای که امروز در صدد این هستند که آنها را به رسمیت بشناسند، برای شان معلوم شد که این رژیم کی ها هستند. ما زنان افغان در بیرون می توانیم صدای خود را بکشیم اما اکثریت زنان در افغانستان نمی توانند مبارزه کنند و صدای خود را بلند کنند زیرا سرکوب می شوند. این است وضعیتی که بر سر زنان افغان آورده اند.

چادری از زمان سابق وجود داشت. اما یک انتخاب بود، نه اجبار. ما در زمانی که در افغانستان زندگی می کردیم، شاهد آزادی زنان بودیم. یک زن در حین وقت دامن کوتاه می پوشید و زنی دیگری چادری بر سر داشت. پوشیدن چادری بستگی به محل و منطقه خاص داشت. در آن زمان چادری یک سمبول آزادی بود اما امروز یک سمبول وحشتناک است. این حکم نابخردانه است که می گویند "بدون برقع یا چادری از خانه بیرون شده نمی توانی، اگر بیرون شدی هم خودت و هم خانواده ات مجازات می شوند." این فشار درکنار فشار های دیگر، زنان را از زندگی بیزار می کند. این یک وضعیت وحشتناک را به بار آورده است.

شکریه حیدر: برقع و چادری فرهنگ مردم افغانستان نیست. اجباری بودن این پوشش نیز یک امر معمول نیست. برقع فرهنگ عربستان سعودی است و با جبر و زور توسط طالبان بر زنان افغانستان تحمیل می شود. این یک نوع مجازات غیر قانونی و غیر انسانی برای زنان است. این پوشش سیاه ناگوار بر زنان قسمی تحمیل شده که حتا مردان خانواده نیز در عدم مراعات آن مجازات می شوند. ما حتا در اسلام اجباری بودن برقع را برای زنان نمی یبایم. احکام طالبان در واقع احکام غیر اسلامی و غیر انسانی است که بر مردم تحمیل می کنند. این نوع مجازات قابل سوال است و من در حیرتم که چگونه و بر معیار کدام منطق بر این باور ها و احکام پوچ به رسانه ها می گویند که حق با آنهاست.

مهاجرنیوز: حجاب اجباری با برقع یا چادری برای زنان چه پیامد هایی خواهد داشت؟

سامعه نظری: حجاب اجباری مردم را از دین بیزار می کند. فعالیت های زنان محدود می شود. برقع سبب می شود که زنان نتوانند در اجتماع و درنهاد های تحصیلی و اجتماعی حضور پر رنگ داشته باشند، زیرا این نوع پوشش مانع انجام کار و فعالیت می شود. برقع و چادری می تواند صدمه صحی بر چشم وارد کند. از سوی دیگر برقع باعث صدمه روانی بر زنان می شود. وقتی زنی به اجبار برقع بپوشد، این سبب می شود تا احساس ناخوشایندی از جنسیتش ایجاد شود. روح و روانش صدمه ببیند، زیرا فکر می کند زن بودنش سبب کتمان هویتش می شود. این نوع پوشش و بسته بودنش تا جایی پیش خواهد رفت که از خود نفرت پیدا کرده و دست به خود کشی بزند.

شکیبا داوود: پوشیدن برقع در فضای عمومی باعث می شود تا هویت زن پاک شود. در واقع چهره او از فضای عمومی پاک می شود. با پوشیدن برقع وسایل برقراری ارتباط زنان قطع می شود. ما همیشه از طریق سخن و گفتار ارتباط برقرار نمی کنیم. ما از بدن و از صورت مان به نوعی زبان اشاره ایی در مورد نیازهای ما استفاده می کنیم. وقتی یک زن را مجبور بکنند که برقع بپوشد، از او به نوعی کلام بدنی را می گیرند. زبان اشاره ایی، امکان ارتباط و بیان نیاز های خودش را از او می گیرند.

از سوی دیگر چادری یا برقع می تواند باعث ایجاد خشونت و نا امنی شود. حتا برخی از مردان می توانند آنرا بپوشند و دست به انتحار و انفجار بزنند. برخی ها می توانند توسط برقع عبور و مرور داشته باشند و باعث کارهای شوم و غیر انسانی شوند. طالبان می گویند که چادری از فحشا جلوگیری می کند. نخیر، چادری یا برقع نه تنها که از فحشا جلوگیری نمی کند بلکه باعث به میان آمدن نا امنی، خشونت و جنایات دیگر می شود. به گونه مثال، در فرانسه برقع یا پوشیدن حجاب در اماکن عمومی ممنوع است به دلیل اینکه هویت شخص معلوم باشد، زیرا باعث محدود شدن جرم و جنایت می شود.

شکیبا هاشمی: چیزی که جالب است، اینها نوکران پاکستان، قطر و چین هستند. اما چرا حمایت گران آنها در پاکستان و قطر بر زنان خود چادری نمی پوشانند؟ چرا آنها دختران شان را به مکتب می فرستند؟ در کابینه شان وزیران زن حضور دارند. دختران طالبان در قطر به مکتب می روند. پس چرا بر دختران افغانستان مکتب را بستند؟ در پهلوی ممانعت از کار، بسته شدن مکاتب، ممنوعیت بیرون شدن زنان از خانه، حالا اجباری شدن برقع یک فشار دیگر بر زنان افغان است. این رویکرد آنها نشان دهنده این است که حضور و موجودیت زنان را حذف کنند.

نسل جوان افغان؛ دخترانی که درجریان بیست سال تولد شدند و بزرگ شدند، طالبان را ندیده بودند و امروز می بینند که بدترین زندگی را به عنوان یک زن در افغانستان دارند. باوجودیکه در سوشیال میدیا این تحولات نمایان است اما متاسفانه تمام دنیا بدختی زن افغان را می بیند و خاموش است.

شکریه حیدر: اصل تراژیدی قضیه در این جاست که آنها با این بهانه هایشان نمی گذارند زنان پیشرفت کنند و یا آزادی خود را داشته باشند. پیامد حجاب اجباری باعث خشونت ها از سوی مردان می شود. اگر خانم ها چادری نپوشند در قدم اول از سوی مردان خانواده مورد خشونت قرار می گیرند، در همین حال خانواده هایشان از سوی رژیم فعلی مجازات می شوند. وضعیت بدبختی همینگونه ادامه خواهد داشت.

مهاجرنیوز: آیا مهم ترین چالش زن در افغانستان حجاب اجباری است؟

سامعه نظری: نه خیر، بزرگترین چالش که فرا راه زنان در افغانستان است نادیده گرفتن زن به عنوان نیمی از پیکر جامعه است. وقتی به زن، با دید تعصب در دنیای کار دیده شود، وقتی به او که مانند مردان انسان هستند اجازه تعلیم وتحصیل داده نشود، وقتی برای حضور او در جامعه محدودیت ایجاد شود، این ها همه سبب می شوند تا زنان در خلاع معلوماتی قرار گیرند و زنان از اطلاعات روز آگاه نشوند. در نتیجه جامعه ما دچار مشکلات بزرگی مانند فقر و گرسنگی خواهند شد. 

شکیبا داوود: مشکل زنان افغان تنها حجاب اجباری نیست. رژیم طالبان روی تمام نیاز های یک زن خط کشیده اند. سلب آزادی، سلب کار، تحصیل، سفر، رفت وآمد تنها در خیابان و خیلی چیزهای دیگر را از او گرفتند. متاسفانه زن افغان کم کم از چهره افغانستان فعلی حذف می شود.

شکیبا هاشمی: چالش های زنان در افغانستان بیشتر از آن است که فکر می کنیم. در افغانستان نه نان است، نه کار است، نه مکتب است، نه آزادی است، و حالا هم زندانی شدن زنان در زیر برقع و ممنوعیت بیرون شدن از خانه... به عنوان یک زن هیچ امکان ندارد که بگویم کدام چالش مهمتر از همه است. همه این مسائل اضطراری هستند.

شکریه حیدر: موضوع مهم در قدم اول این است که باید این رژیم از بین برده شود زیرا باعث تباهی مملکت شده است. در میان چالش ها، مسئله مهم زنان در افغانستان عدم آزادی است. وقتی زنان آزادی نداشته باشند، نه کار می توانند، نه مکتب رفته می توانند و نه از خانه بیرون شده می توانند. این رژیم، آزادی را از زنان گرفته است. این مسئله خیلی مهم است. حالا حجاب اجباری در پهلوی این فشار ها یک امر معمولی دیگر شده است. آنها به احکام پوچ دیگر نیز ادامه خواهند داد. از این رو این رژیم باید از بین برود. باید به این گروه گفت که آنها حتا برای اسلام نیز احترام قایل نیستند. آنها نه از اسلام می دانند و نه از فرهنگ مردم افغانستان.

مهاجرنیوز: برای وضعیت کنونی زنان در افغانستان چه باید کرد؟

سامعه نظری: به نظر من بهترین راه حل برای بیرون شدن از وضعیت کنونی در افغانستان این است که نهاد های بین المللی و بشردوستانه نباید حکومت طالبان را به رسمیت بشناسند. رفتار طالبان از قبل برای همه و جهان معلوم بود. به گونه مثال آنها به گونه وحشیانه با بریدن گلوی تبسم و کتک زدن کودک دو ساله در پنجشیر و خود ترقانیدن آنها برای کشتن مردم، نشان دادند که تا چه اندازه وحشی هستند. اینها کسانی هستند که کشتن انسان ها را ابزاری برای بهشتی که خود تعریف می کنند، می دانند. پس سیلی زدن به روی آن کودکی که نمی تواند صحبت کند، رفتار تعریف شده از طالبان است. من به عنوان یک زن و یک مادر می خواهم بگویم که آزادمندیشان جهان در کجایند؟ در کدام خواب فرو رفته اند که در مقابل اعمال وحشیانه این گروه سکوت اختیار کرده اند. در حالی که این رژیم آزادی را از ما گرفتند و هر روز جان ما را می گیرند.

شکیبا داوود: ما کاری که می توانیم بکنیم در مقابله با طالبان، زنانی را که در افغانستان در حال اعتراض هستند حمایت بکنیم و همزمان با آنها صدای خودمان را بلند کنیم. از سوی دیگر، ارگان های بین المللی نباید سکوت بکنند، به یک نحوی برای توقف این نابرابری ها با طالبان وارد مذاکره شوند. آنها باید به یاد بیاورند که اگر به تعهدات خود پایبند نباشند، یک سلسله میکانیزم های را برقرار بکنند که حد اقل زنان افغان آزادی پوشش خود شان را حفظ کنند. چیزیکه امروز زنان افغان به آن نیاز دارند، حد اقل بدست آوردن آزادی های است که در طی این بیست سال اخیر مشق کردند و بدست آورند. ما نباید اجازه دهیم تا این آزادی ها را سلب کنند. شاید نیاز اصلی زنان افغان این باشد که امکان وجود را برای آنها بدهیم. این امکان وجود یکی از طریقه هایش آزادی در پوشش است. درحالی که قبل از این هم زنان در افغانستان برقع می پوشیدند اما این یک پوشش محلی بود و مربوط به یک قوم مشخص بود، اما طالبان این حق را ندارند که برقع را برای تمام زنان افغانستان اجباری بسازند. زیرا هرمردمی در افغانستان پوشش مخصوص خود شان را دارند که بستگی به شرایط و قوانین اسلامی دارد. این درست نیست که به تمام زنان افغانستان آنرا تحمیل کنیم.

شکیبا هاشمی: برای ما مشکل است که از بیرون به مبارزه ادامه بدهیم. من به خود این اجازه را نمی دهم که زنان افغان باید چه کار کنند. تنها کاری که می توانیم فشار وارد کردن بر نهاد های بین المللی است. من زنانی کمتری را در جهان دیده ام که کار نداشته باشند، کودکانشان از گرسنگی تلف شوند و آنها باز هم به مبارزه ادامه دهند و صدایشان را بلند کنند. این عالی ترین کاری است که زن افغان می انجام می دهد . این شجاعت حیرت انگیز است. زنان افغانستان برای ما مثال شجاعت و مبارزه هستند.

بسیاری از دوستانم را می گویم که برگردید خانه، نمی خواهم از بین بروید. آنها می گویند «تو ما را می شناسی. از این زندگی زندانی کرده بهتر است که بیمیریم.» یکی از آنها می گوید: «من خودم بیوه هستم و شش اولاد دارم، اگر درخانه بنشینم کی مصارف ما را خواهد داد؟» داکترانی هستند که بدون معاش کار می کنند. معلمانی هستند که در خانه درس می دهند. این ها مبارزه بزرگ است و باید به جامعه بین المللی نشان بدهیم که زنان افغان اینگونه هستند. این بهترین درس شجاعت است که زنان افغان به ما یاد می دهند.

من به توانایی های زنان افغان باور دارم، به آنهایی که در کشور هستند و به مبارزه ادامه می دهند. آنها با وجود گرسنگی و فقر و بیکاری و عدم آزادی باز هم به خیابان ها بیرون می آیند و به این جهالت نه می گویند. همه ما در سوشیال میدیا، در خیابان و در جبهه مقاومت می کنیم. ظلم آنها را قبول نمی کنیم. این خود یک مبارزه عالی است و ادامه آن می تواند امیدی برای آینده افغانستان باشد.

چیزی که می تواند برای یک مبارزه واقعی مهم باشد، همبستگی مردم افغانستان است. همه یکسان باید در برابر این رژیم برزمند. بر طالبان فشار سیاسی وارد کنند. جامعه جهانی و ملل متحد وظیفه شان این نیست که با طالبان مذاکره کنند، وظیفه آنها این است که مردم افغانستان را در این وضعیت کمک کنند. غذا و آب را به مردم برسانند نه اینکه با طالبان گفتگو نمایند.

شکریه حیدر: ما می توانیم که در مورد آینده افغانستان فکر کنیم و تصمیم بگیریم. زنان و مردهای زیادی هستند، اما مشکل اصلی موجودیت طالبان است. تا وقتی که این رژیم است هیچ کاری متاسفانه نخواهد شد. امریکا آنها را به افغانستان رساند و کشور های عربی سعودی و پاکستان حامی آنها هستند. برای از بین بردن آنها، قدرت جامعه نیست، زیرا آنها گماشته شدند. اما مردم افغانستان به تنهایی می جنگند و در شمال کشور مقاومت ادامه دارد. مردم برای آینده خود می جنگند و این رژیم برای اهداف خود تخریب می کند، می کشد و آزادی ها را بر مردم حرام می نماید. جامعه جهانی حالا متوجه شده است که اشتباه کرده و رکود اقتصادی و فقر در افغانستان جان مردم را می گیرد. حالا جهان هم مانده در میان دو مسئله: عدم رسیده گی به فقر و عدم به رسمیت شناحتن این رژیم به عنوان یک حکومت.

در افغانستان مردم مقاومت می کنند، مقاومت در برابر فقر، بیکاری، عدم آزادی و نبود تحصیل. آنها در برابر هر نوع بدی های این رژیم فعلی مقاومت می کنند. اما مسائل پرسش برانگیزی هستند از جمله رفتن مردم روشنفکر از افغانستان و خالی شدن میدان برای طالبان. در نتیجه مردم افغانستان قربانی این معامله شده و از فقر می میرند... یافتن دلایل برای این مسایل آسان نیست.

برای بیدار شدن و رها شدن از این وضعیت، همه افغان ها باید مسئولیت مناطق شان را بگیرند و همدست شوند. باید جنگید، دیگر راه حلی نیست. حالا که حمایت گر جهانی هم ندارند، پس راهی نیست به جز مقاومت. برای از بین بردن این رژیم و برای بدست آوردن آزادی خود باید به مقاومت ادامه بدهند.

از سوی دیگر نهادهای بین المللی باید بدانند که لشکر سیاه طالبان، از افغانستان نمایندگی نمی کند. کشور های همسایه مانند ایران، روسیه، چین و تاجکستان باید به سازمان بین الملل این مسئله را مطرح کنند که وضعیت فعلی با رژیم کنونی در افغانستان نه تنها در کشور بلکه برای کشور های منطقه و جهان نیز پیامد خوب ندارد. 

*نام مستعار

 

در همین زمینه