دویچه وله- در سال‌های پسین شمار زیادی از پناهجویان در آلمان به دین مسیحیت گرویده اند.
دویچه وله- در سال‌های پسین شمار زیادی از پناهجویان در آلمان به دین مسیحیت گرویده اند.

جعفر امانی پناهنده افغانی است که با خانم و دو کودکش از دو سال به این سو در آلمان زندگی می‌کند. وی می‌گوید که پس از گرویدنش به مسیحیت، برخی نزدیکان ترکش کردند ولی شمار زیاد بیگانگان به او نزدیک‌تر شدند. جعفر تأکید می‌کند که عقاید فرد نباید معیاری برای برخورد اجتماعی با وی باشد.

در میان پناهجویانی که در چند سال گذشته به کشورهای اروپایی سرازیر شده‌اند، هزاران تنی دیده می‌شوند که پناهجویی آنان به دلیل گرایش به مسیحیت صورت گرفته است. از جانب دیگر، عقاید و گرایش به ادیان مختلف عواملی اند که گاه‌گاه سبب بروز اختلافات و حتی درگیری میان پناهجویان در اردوگاه‌های مختلف آلمان شده است.

جعفر امانی یکی از پناهندگان افغان است که بیش از دو سال می‌شود با خانم و دو کودکش در آلمان زندگی می‌کند. جعفر در گفت‌وگو با مهاجر نیوز می‌گوید که در اوایل، هنگامی که همه درباره گرایش او به مسیحیت نمی‌دانستند، حلقه بزرگی از دوستان را دور خود جمع کرده بود. اما با روشن شدن گرایش او به این دین، شمار زیادی از نزدیکان وی را ترک کردند. مهاجر نیوز با توجه به تجربه دو سال گذشته جعفر امانی، با او چند سؤالی را در میان گذاشته است. 

شما چندی پیش در مصاحبه‌ای گفته بودید که به دلیل گرویدن به مسیحیت، بسیاری نزدیکان با شما رفتار تبعیض‌آمیز دارند. حالا وضعیت چگونه است؟

طبعاً یک مقدار تغییرات به وجود آمده است، به خاطری که حالا در محیط قبلی زندگی نمی‌کنم. تقریباً یک سال می‌شود که خانه گرفته‌ایم و از اردوگاه بیرون شده‌ایم. ولی کم و بیش با افرادی که قبلاً داخل محیط پیشین بودیم در تماس هستیم. یک مقدار تغییرات پیش آمده است. یک تعداد با ما در تماس نیستند و آنانی که با ما در تماس هستند رفتارشان بهتر شده است. حالا هر کس به زندگی شخصی خود نگاه می‌کند. گفته‌اند عیسی به دین خویش موسی به دین خویش. با آن هم، گاهی با تبعیض روبه‌رو می‌شویم اما بسیار شدید نیست. -

شما که به مسیحیت گرویدید به گفته خودتان تغییراتی در رفتار و برخورد دیگران را احساس کردید. برای کسانی که با تصمیم فردی دیگران از ایشان دوری می‌جویند، چه گفتنی دارید؟

زمانی که شخصی دین، مذهب و عقاید خود را مطرح می‌کند و می‌گوید که من اصلاً مذهب و دین دیگری دارم، این کاملاً موضوعی فردی است. اگر ضرری برای دیگران نرساند، اشکالی ندارد. کسانی هستند که پس از دانستن درباره تغییر دین یا مذهب من، رفتار و اخلاق خود را تغییر دادند. اما پس از یکی دو سال متوجه شدند که نه، این کارشان اشتباه بوده است. آن‌ها مستقیم نمی‌آیند که به اشتباه خود اعتراف کنند، اما در برخورد و رفتارشان دیده می شود که پشیمان شده‌اند. یعنی آدم متوجه تغییرات در برخورد و رفتار این اشخاص می‌شود. دین و مذهب یک موضوع شخصی است، ربطی به این موضوع ندارد که هرگاه کسی دین خود را عوض می‌کند باید با او دشمنی شود. یا این آدم بد است. خوبی و بدی جداست، دین و مذهب موضوعی فردی است.

چه چالش‌هایی هنوز هم سر راه زندگی شما در جامعه آلمان وجود دارند؟

مشکلاتی که ما داریم بسیار طبیعی است. از دو سالی که در جامعه آلمان زندگی می‌کنیم، آهسته‌آهسته در حال پیشرفت هستیم. مثلاً کودکان ما که به مکتب می‌روند پیشرفت کرده‌اند. با این محیط عادت کرده‌اند. ما هم عادت کرده‌ایم. فرهنگ مردم را فهمیده‌ایم، این مردم هم تا اندازه‌ای متوجه فرهنگ ما شده‌اند. حل کردن مشکلاتی که داریم نیاز به زمان دارد. باید با افراد دور و بر خود بیش‌تر آشنا شویم. آن‌ها ما را بیش‌تر درک کنند و ما خود را با این جامعه هماهنگ کنیم. خدا را شکر، مشکل خاص و بزرگی وجود ندارد. من و خانمم در تلاش هستیم که آهسته‌آهسته وارد بازار کار شویم. امیدوارم کاری را که قبلاً در افغانستان انجام می‌دادم، بتوانم در این کشور هم ادامه بدهم. خانم و کودکانم ادامه تحصیل بدهند.

تا حالا چه اقدامی کرده‌اید؟ تا چه حد به هدف‌تان که وارد شدن به بازار کار است، نزدیک شده‌اید؟

شخصاً کلاس‌های ادغام را تمام کرده‌ام. اگر این‌ها ــ اداره امور مهاجرت ــ به ما اجازه بدهند، می‌خواهیم بیش‌تر درس بخوانیم ــ خوشبختانه با این کار موافقت کرده‌اند. شاید یک سال تا دو سال دیگر طول بکشد که وارد کار شویم.

 

در همین زمینه