تیم کریکت امیان که عمر عضو آن است. عکس از واسع محسن/ مهاجر نیوز
تیم کریکت امیان که عمر عضو آن است. عکس از واسع محسن/ مهاجر نیوز

عمر*، مهاجر افغان، بعد از این که در سال ٢٠١٦ کمپ جنگل در شمال فرانسه برچیده شد، با گروهی از افغان‌ها به شهر آمیان انتقال داده شد. او در این شهر درخواست پناهندگی داد و به زودی به " تیم کریکت امیان" پیوست. عمر امروز یکی از بهترین بازیکنان این تیم به شمار می‌رود. مهاجر نیوز به دیدار او به شهر امیان رفته است.

روز شنبه ١جون ٢٠١٩، حدود پانزده تن از ورزشکاران تیم کریکت امیان، در میدان ورزشی "لاپروویدانس" تمرین می‌کنند. قرار است تیم امیان فردا، یکشنبه، با تیم اراس مسابقه بدهد.

ناتالی سلاموویچ، حسابدار تیم امیان به یکی از بازیکنان تیم اشاره می‌کند و می‌گوید: « عمر* آنجاست. او یکی از بهترین بازیکنان ما محسوب می‌شود.«

عمر، ٢٢ ساله، از منطقه چهاردهی کابل است و در این شهر بزرگ شده است. او پدر و مادرش را در کودکی از دست داده و نزد کاکایش زندگی کرده است. عمر می‌گوید که تا صنف پنجم درس خوانده است.

مهاجرت عمر از افغانستان به اروپا و سپس به فرانسه مانند همه، با دشواری‌هایی همراه بود. او بعد از ایران و ترکیه راه جاده بالکان را در پیش گرفت و بعد از اینکه به اروپا رسید، در سال ٢٠١٦ وارد فرانسه شد. عمر به زودی در کاله به افغان‌هایی پیوست که تلاش داشتند با عبور از کانال مانش خود را به انگلستان برسانند. اما با بسته شدن کمپ بزرگ مهاجران در این شهر، سرنوشت راه دیگری را در برابر او باز کرد.

مقام‌ها، بیشتر مهاجران کاله را به سرتاسر فرانسه به مراکز پذیرش مهاجران فرستادند و در این میان، عمر که چهار ماه را در کاله گذرانده بود، با تعدادی از افغان‌ها به شهر امیان آمد.

او می‌گوید: « چانس با من یاری کرد و در مدت پنج ماه پناهندگیم قبول شد.«

در آن زمان، عمر با تعدادی از دوستانش که افغان‌ها بودند و کریکت را دوست داشتند، در یکی از پارک‌های امیان تمرین می‌کردند. بدون اینکه وسایل اصلی کریکت را در اختیار داشته باشند.

وقتی در سال ٢٠١٧، شبکه شهروندان امیان و ناتالی سلاموویچ، یک تن از معلمان دوره ابتدایی در این شهر، تیم کریکت امیان را ایجاد کردند، عمر هم به این تیم پیوست.

همزمان با بازی در تیم کریکت، عمر که مشکل سند اقامت و اجازه کار نداشت، به زودی در تلاش یافتن کاری برای خود شد و توانست به کمک شبکه شهروندان، در یک شرکت ساختمانی استخدام گردد.

او می‌گوید: « من با یک قرار داد دایمی در بخش ساختمانی کار می‌کنم. کارم بد نیست و تشویش بیکاری را ندارم.«

عمر از هشت ماه پیش کار را شروع کرده و از مالک شرکتی که در آن کار می‌کند خیلی راضی به نظر می‌رسد: « ما چهار نفر هستیم و مالک شرکت، که از ترکیه است، آدم بسیار مهربانی است.»

عمر، در میان مهاجرانی که در چند سال اخیر به فرانسه آمده‌اند، فرد خوش چانسی به نظر می رسد. همزمان با کار، او توانسته است در یک ساختمان دولتی یک اپارتمان کرایه کند.

او ازدواج نکرده و تنها چیزی که گاه‌گاهی او را به اندیشه وا می‌دارد این است که در افغانستان، به غیر کاکایش، کسی را ندارد. اما رابطه‌اش با او هم، به دلیلی که نمی‌خواهد توضیح بدهد، قطع شده است. عمر فقط گاهی به تنها دوستش در افغانستان زنگ می‌زند و خبرش را می‌گیرد.

او در پایان می‌گوید: « تا حال از زندگیم در فرانسه راضی هستم و امیدوارم آینده خوبی داشته باشم.»


* اسم مهاجر یاد شده به خواهش خودش تغییر داده شده است.