احمد رشاد رووفی، مهاجر افغان در ترکیه. عکس رشاد رووفی
احمد رشاد رووفی، مهاجر افغان در ترکیه. عکس رشاد رووفی

بعد از بازشدن مرزهای ترکیه در ٢٨ فبروری، هزاران مهاجر تلاش کردند وارد یونان شوند اما با ممانعت نیروهای مرزی و پولیس این کشور روبرو شدند. احمد رشاد رووفی، یک مهاجر افغان، چشمدید خود از مرز یونان را با مهاجر نیوز در میان گذاشته است.

«من احمد رشاد نام دارم و چهار سال پیش با پدر و مادر و خواهران و برادرانم به ترکیه آمدیم. ما برای سفر به ترکیه ویزا داشتیم و من یک سال را در  استانبول با خانواده زندگی کردم اما بعد تصمیم گرفتم که تنها زندگی کنم. حال سه سال می‌شود که در شهر گوموشخانه سکونت دارم.

من در افغانستان دانشجوی انجنیری ساختمانی بودم و همزمان با امریکایی‌ها در یک شرکت کار می‌کردم. با این حال زندگی در افغانستان برایم جالب نبود و به همین دلیل به ترکیه آمدم.

به زودی متوجه شدم که در ترکیه هم شرایط زندگی دشوار است. در اینجا معمولا باید کارهای سخت را انجام بدهیم اما معاش ما بسیار کم است.

رشادوقتی دولت ترکیه اعلام کرد که مرزهایش را باز کرده و مهاجران می‌توانند به اروپا بروند من هم با دوستانم تصمیم گرفتیم بخت خود را آزمایش کنیم.

مسافرت از شهر ما تا استانبول ٢٢ ساعت طول می‌کشد. ما هرکدام ٨٠ لیره ترکی( حدود ١٢ یورو) تکت خریدیم و استانبول رفتیم و از آنجا هم با یک بس به شهر ادرنه رفتیم. هنگام رسیدن به ادرنه دیدیم که تعداد زیادی از مهاجران پیش از ما به آنجا رسیده‌اند و همه می‌خواهند به سوی مرز یونان بروند. ما پیاده حرکت کردیم و بعد از یک ساعت به مرز رسیدیم. در آنجا پولیس ترکیه به ما گفت منتظر باشیم تا زمینه عبور از مرز فراهم شود.

ما چهار روز در نزدیکی مرز انتظار کشیدیم و شرایط سختی را متحمل شدیم. نه جای خواب داشتیم و نه غذا. تنها تعدادی که شانس داشتند برای خود خیمه پیدا کردند.

بالاخره پولیس ترکیه به ما گفت که می‌توانیم از مرز بگذریم. وقتی ما حرکت کردیم و به مرز یونان رسیدیم در آنجا با سربازان یونانی روبرو شدیم.

آن‌ها لباس، کفش‌ها، تیلفون موبایل و بکس‌های ما را گرفتند و ما را به مرز ترکیه پس فرستادند و هشدار دادند که دوباره تلاش نکنیم به یونان برگردیم.

رفتار پولیس یونان با مهاجران بسیار وحشیانه بود. در جریان لت و کوب مهاجران توسط آن‌ها، یک افغان از گروه ما زخمی شد.

رشادما یک خانواده را هم دیدیم که کودک شان در اثر گاز اشک آور حالش بد شده بود.

بدتر از همه این‌ها وقتی میخواستیم به استانبول برگردیم راننده از هر نفر ٢٠٠ لیره می‌خواست. او می‌دانست که مجبور هستیم این پول را بپردازیم تا به شهر خود برگردیم.»